تبليغاتX
یادداشت های در رختخوااب - معرفي
  • من در رختخواب هستم و اگر بلند شوم خواب از سرم مي‌پرد.
  • در رختخواب بد نيست.
  • در رختخواب سيگار كشيدنش به ندرت اتفاق مي افتاد.
  • در رختخواب كه غلت مي‌زند يك لگد هم نثار زنش مي كند تا شايد در چند دقيقه‌اي كه خرخر زنش قطع مي‌شود خواب به چشمانش بيايد.
  • در رختخواب برهنه كه مي‌شود زنش چندشش مي شود.
  • در رختخواب اهل عمل است.
  • در رختخواب، دختري را ديد كه وقتي مي‌خنديد اشك هايش سرازير مي‌شد.
  • وقتي كه شب مي‌شود در رختخواب نگراني اش بيشتر مي شود.
  • مادر در رختخواب افتاده بود و همه نگران بودند كه نكند پايش پيچ خورده باشد.
  • گريه كردن در رختخواب خيلي تصنعي است.
  • در رختخواب وقتي اولين بار طعم ديگري از زندگي را تجربه كرد تصميم گرفت رشته‌اش را عوض كند.
  • استراحت در رختخواب فرايندي آهسته و پيوسته است.
  • دبير پرورشي بهش مي‌گفت: در رختخواب با خودت بازي نكن.
  • تسلابخش‌ترين جمله‌ي عالم: در رختخواب من بخواب
  • مهربانانه‌ترين جمله‌ي عالم: در رختخواب من بيا تو بغلم
  • شريرانه‌ترين جمله‌ي عالم : در رختخواب بخواب
نوشته شده توسط در رختخوااب در شنبه 23 تیر1386 ساعت | لینک ثابت |
 
business articles