- من در رختخواب هستم و اگر بلند شوم خواب از سرم ميپرد.
- در رختخواب بد نيست.
- در رختخواب سيگار كشيدنش به ندرت اتفاق مي افتاد.
- در رختخواب كه غلت ميزند يك لگد هم نثار زنش مي كند تا شايد در چند دقيقهاي كه خرخر زنش قطع ميشود خواب به چشمانش بيايد.
- در رختخواب برهنه كه ميشود زنش چندشش مي شود.
- در رختخواب اهل عمل است.
- در رختخواب، دختري را ديد كه وقتي ميخنديد اشك هايش سرازير ميشد.
- وقتي كه شب ميشود در رختخواب نگراني اش بيشتر مي شود.
- مادر در رختخواب افتاده بود و همه نگران بودند كه نكند پايش پيچ خورده باشد.
- گريه كردن در رختخواب خيلي تصنعي است.
- در رختخواب وقتي اولين بار طعم ديگري از زندگي را تجربه كرد تصميم گرفت رشتهاش را عوض كند.
- استراحت در رختخواب فرايندي آهسته و پيوسته است.
- دبير پرورشي بهش ميگفت: در رختخواب با خودت بازي نكن.
- تسلابخشترين جملهي عالم: در رختخواب من بخواب
- مهربانانهترين جملهي عالم: در رختخواب من بيا تو بغلم
- شريرانهترين جملهي عالم : در رختخواب بخواب
نوشته شده توسط در رختخوااب در شنبه 23 تیر1386 ساعت | لینک ثابت |
