گزارش هرودوت از خوااب آستياگس (پادشاه ماد):
آستياگس دختري داشت به نام مندانه [ماندانا] شبي خوابنما شد كه از بطن دخترش به قدري آب جريان يافته كه شهر او و سراسر آسيا را فراگرفته است. تعبير خواب را از آن دسته از مغان كه كارشان اين قبيل امور است استفسار كرد و از تأويل آن سخت به وحشت افتاد. از اينرو وقتي كه مندانه به سن و سال ازدواج رسيد او را به يك فرد سرشناس از اهل ماد شوهر نداد بلكه در اثر اضطراب ناشي از خوااب خود، او را به يكي از پارسيان به نام كمبوجيه كه مردي ملايم و آرام بود، داد. وي داماد خود را همپايه حتي طبقات متوسط ماديها هم محسوب نميداشت.
گزارش هرودوت از تفأل كرسوس (پادشاه ليديا) و ماجراي جنگ با پارسيان:
فرستادگان كرسوس از خداي معبد ليديا پرسيدند: «آيا كرسوس به نبرد با پارسيان اقدام ورزد يا خير؟» پاسخ غيبي چنين بود: «اگر كرسوس به نبرد با پارسيان برخيزد، امپراتوري عظيمي از ميان خواهد رفت.» پاسخ مبهم بود. كرسوس جواب دقيقتري ميخواست. پاسخ كاهنهي معبد اينبار چنين بود: «زماني كه قاطري بر مادها فرمان براند، ليدياييها در جنگ به گا خواهند رفت.» از پاسخ كاهنه كرسوس پنداشت كه فرمانروايي قاطري به جاي انسان بر مادها امري است محال، بنابراين به پارسيان حمله كرد.
اما ليديا در نبرد با پارسيان شكست خورد. كوروش كرسوس را بخشيد. معلوم شد منظور از قاطر، كوروش بود كه از مادري ماد و پدري پارسي زاده شد. كرسوس از خداي دلفي چنان دل پر دردي داشت كه از كورش خواست تا معبد دلفي را با خاك يكسان كند.
بيا! باز هم بگوييد خوااب مقولهي بي اهميتي است!
منبع: كتاب «خواب و پنداره: در جستجوي ويژگيهاي خوابهاي ايراني» نوشته خجسته كيا، نشر مركز
توضيح۱: اين كتاب به همراه كتاب ‹شهر هشتم› برنده جايزه پائولو كوئيلو شده است. جايزه توسط نشر كاروان اهدا ميشود.
توضيح۲: خانم كيا از هنرمندان و پژوهشگران ارزشمند كشور هستند. ايشان از اقوام دكتر نصر، و مادر رامين جهانبگللو هستند.
پينوشت يا افه روشنفكري: جناب در رختخوااب هيچ علاقه اي به پائولو كوئيلو و كتابهايش ندارند.